بی هیچ مقدمه و بی آنکه چشم خود را با بی انصافی بر خدمات و پیشرفت‌های صورت گرفته ببندیم، باید گفت متأسفانه شاهدیم که تصمیمات غلط برخی مدیران و آنچه می توان «نظام رابطه سالار» حاکم بر بخش اعظم سیستم مدیریتی مملکت نامید، خساراتی جبران ناپذیر، فرصت‌سوزی‌های وافر و عقب ماندگی و محرومیت‌هایی آزار دهنده را برای‌مان به همراه داشته است؛ ولیکن همه مصائب منظور، مربوط به منصوبین و مسئولین اجرایی غیر منتخب نیست و شاید بتوان گفت که قریب به اتفاق آنچه اکنون بر حیات ملت حاکم است را باید اصالتاً محصول رأی، عقل جمعیِ عوام و خِرد شهروندان دانست که در فرایندهایی مردم سالارانه رئیس جمهور، نماینده مجلس و اعضای شورای شهر را خود بر می گزینند.

     آنچه امروز به عنوان "شورای اسلامی شهر" از آن یاد می کنیم یک تشکل مقدماتی و برداشتی حداقلی از فصل هفتم قانون اساسی است؛ ولی با وجود کاستن از وظایف و اختیارات آن، هرگز تضعیف جایگاه شوراها بر تصمیم‌گیری‌های خُرد و کلان شهرها را موجب نشده و اهمیت کار این نهاد مردمی به قوت خود باقی است و کرسی آن همان قدر که می تواند به صورت بالقوه فرصتی باشد، بلاشک تهدیدی اساسی و بالفعل را نیز برای آن ـ حتی در حد ملی ـ می توان متصور شد. البته با عنایت به خدمات و نتایج حاصل از عملکرد شوراها، خداوند متعال را شاکریم که حاکمیت، عاقلی به خرج داده و تا کنون علاوه بر افسار شهرداری‌ها، عنان فرهنگ، آموزش، اقتصاد، بهداشت و ... شهرها را ـ آنچنان که در اصل یکصدم قانون اساسی بدان اشاره شده ـ به دست این هسته‌های نوپای دموکراتیک نسپرده وگرنه احوالات سردرگم شهرداری را امروز باید در سایر نهادهای تصمیم‌گیری و اجرایی نیز به نظاره می نشستیم!

در حالی که حدود پنج سال از بهره‌برداری پل شهید کجباف می گذرد ایراداتی چند بر آن گرفته شده که جملگی نشان از ناتوانی طولانی‌ترین پل درون شهری کشور در حل مسائل ترافیکی دارد. نداشتن توقف‌گاه اضطراری در مسیر پل، خروجی غیر استاندارد به سمت روستای مهدی و نیز نامناسب و کم عرض بودن ورودی پل از سمت جاده دزفول به شوشتر را می توان از جمله نواقص آشکار این پل قلمداد نمود. با تمام این تفاسیر یکی از دلخوشی‌های آگاهان این بود که پل کمانی شوشتر با وجود تمام نواقصی که بر طراحی و اجرای آن مترتب است، می تواند گریزگاهی مناسب در هنگام وقوع حوادث قهری طبیعی باشد؛ که متأسفانه با بررسی‌های صورت گرفته این موضوع نیز مورد نقض قرار گرفته است!

     بی هیچ تردیدی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اصلی در شناسایی توسعه یافتگی فرهنگ شهرنشینی «توجه به ظرافت‌ها و رعایت تشخّص شهروندی» از سوی اهالی و خصوصاً مدیران و مسئولین شهر می باشد و این دقیقاً مقوله‌ای است که شوشتر، فرسنگ‌ها با مقدمات آن فاصله دارد! گشت و گذاری بی پرسش در معابر و نگاهی هر چند سطحی به اوضاع ظاهری شهر، می تواند شاهدی بر این مدعا باشد!

     در این زمینه یکی از عینی‌ترین نمونه‌ها را می توان در کیفیت «نامگذاری و املاء» برخی از اجزا و عناصر شهر مشاهده کرد. پس از شهادت مظلومانه "سردار کجباف"، شورای نامگذاری در تصمیمی تقدیرآمیز پل شطیط را به اسم این شهید بزرگوار تغییر نام داد؛ اما در اجرای این مصوبه و با دست‌پاچگی تمام، تابلویی بر تارک این پل نصب شد که علاوه بر ناشاقولی، ترجمه "فینگلیشیِ" نام پل ـ به جای ترجمه انگلیسی ـ تعجب و تأسف آگاهان را به خود معطوف کرد! طراحان تابلوی پل شهید کجباف با اجرای "تایپ پیامکی" بجای ترجمه صحیح واژگان، بار دیگر پرچم بی سوادی و یا بی توجهی متولیان را به اهتزاز در آوردند (فلسفه نگارش دو زبانۀ تابلوهای شهری، استفاده مشترک شهروندان و توریست‌هاست؛ واقعاً گردشگران خارجی با دیدن نوشتارهای حک شده بر این تابلو چه چیزی متوجه می شوند؟!).

      علی زنگنه ـ عضو هیئت علمی دانشگاه

     شوشتر از دیرباز به عنوان یک «شهر رودخانه‌ای» شناخته می شد و بخش اعظم هویت تاریخی این شهر با عناصری همچون «آب، پل و رودخانه» گره خورده که این موضوع موجبات لزوم توجه و حساسیت هر چه بیشتر متولیان به مسائل مربوط به این حوزه را فراهم نموده است. «پل آزادگان» که به عنوان قدیمی‌ترین پل بر روی رودخانه کارون (شطیـط) خودنمایی می کند، این روزها به واسطه آنچه می توان از آن به‌عنوان «فقـر در حوزه‌های مختلف مدیریت شهـری» یاد کرد، در حالت احتضار قرار گرفته و تبدیل به کلکسیـونی از بی‌تدبیـری‌های هنری، علمی و اجرایی شده است.

بررسی آمار و ارقام و تحلیل داده‌های ریاضیاتی در هر فرایندی که عدد و رقم نقش اصلی را در ثبت نتیجۀ نهائی‌‌اش ایفا می کند، همواره از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. با نگاهی موشکافانه به دوره‌های مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه شوشتر و گتوند، نکات جالب توجهی به دست می آید که بیان آنها در این مجال خالی از لطف نیست.
     حسب آمارهای رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس، یکصد و سی و یک هزار رأی مأخوذه در شهرستان‌های شوشتر و گتوند به عنوان بالاترین میزان مشارکت عددی در انتخابات‌های گذشتۀ مجلس در این حوزه انتخابیه بوده است؛ ولی علیرغم کسب قریب به سی و هفت هزار رأی، پایین‌ترین درصد آرای یک کاندیدای پیروز در این حوزه نیز در همین دوره به نام منتخب منظور، به ثبت رسیده است (تعداد آرای سهراب گیلانی % 27/98)

     نظرسنجی همواره یکی از بخش‌های پرطرفدار و هیجان‌انگیز انتخابات‌ها در سراسر جهان است و میزان اهمیت آن امروزه دیگر بر هیچ‌کس پوشیده نیست. "فریتز شرن" در مقدمه کتاب «همه چیز درباره نظرسنجی» آورده است‌: «در مورد اهميت نظرسنجي و چرايي آن بايد گفت كه نظرسنجي يكي از شيوه‌هاي اثرگذار بر افكار عمومي است؛ به عبارت ديگر تا از افكار و نظرات مردم آگاهي حاصل نشود، توجه به افكار عمومي و مؤثر بودن آن معنايي نخواهد داشت. در واقع نظر سنجي لازمۀ شناخت افكار عمومي و بررسي آن است. بر اين اساس، افكارسنجي مهم است، زيرا افكار عمومي مهم‌اند.»

     اما آنچه در نظرسنجی اهمیت دارد دسترسی صحیح، پراکنده، رندوم و بی تعصب به کل پازل جامعه هدف است؛ آنچنانکه بتوان نظر دور افتاده‌‌ترین افراد تأثیرگذار در نتیجه نهایی، با نزدیک‌ترین افراد حاضر در پرهیاهوترین نقاط مؤثر را در یک جدول با هم جمع کرد. آنچه امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان بهترین و ارزان‌ترین ابزار "افکارسنجی" مورد استفاده قرار می گیرد "اینترنت" است. اما در کشورهای عقب نگه داشته شده، و خصوصاً در شهرهایی که ضریب نفوذ اینترنت و سواد استفاده از آن نفوذ حداکثری مطلقی ندارد، انجام نظرسنجی به صورتی دستی (اصطلاحاً چهره به چهره) و با رعایت کامل امانتداری راه حل مناسب‌تری بوده و می تواند موجبات تقرب هر چه بیشتر آمارها به نتیجه نهایی را فراهم سازد.

     به گزارش "دیلی استار"، تحلیلگران نگران‌اند که حمام خون فعلی که تااکنون از جنگ جهانی اول نیز طولانی‌تر شده است به یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای تبدیل شود. رژیم سعودی تهدید کرده است که نیروی زمینی به سوریه اعزام کند. از طرف دیگر، گزارش‌های امنیتی حاکی از آماده شدن ترکیه برای تهاجم به سوریه است.در صورت جنگ زمینی ترکیه با ایران و روسیه و ورود ناتو به این درگیری، جنگ جهانی سوم (آخرالزمان) شروع خواهد شد.
     به ادعای نگارنده جنگ سوریه یک جنگ نیابتی میان رژیم سعودی با پشتیبانی آمریکا در یک طرف و ایران با پشتیبانی روسیه در طرف دیگر است.یمن قربانی دیگری از کشمکش‌های جدید قدرت برای کنترل خاورمیانه است. جنگ سرد جدید که در آن رژیم سعودی تروریست‌های داعش را مسلح می‌کند و ایران نیز از جنبش انصارالله در یمن حمایت می‌کند، زمانی شدیدتر خواهد شد که نیروی نظامی رژیم سعودی با نظامیان ایران در میدان نبرد وارد جنگ شوند.

     با این وجود، آمریکا از آن نگران است که رژیم سعودی به سلاح هسته‌ای دست‌ یابد و از آن برای نبرد نهایی با دشمن قدیمی خود (ایران) استفاده کند.تام ویلسون، اندیشمند اندیشکده جکسون در این باره معتقد است جنگ نیابتی میان ایران و عربستان در حال حاضر با سرعت بسیار زیادی درحال گسترش است.وی افزود: شاید گفته مقامات سعودی مبنی بر اعزام نیروی زمینی به سوریه تنها یک بلوف به منظور وادار کردن غرب برای انجام اقدامات قاطع در مورد سوریه باشد.
     ویلسون تاکید کرد: اما اگر سعودی‌ها نیروی زمینی به سوریه بفرستند این می‌تواند آغازگر یک جنگ تمام عیار باشد که تمامی منطقه را درگیر خود خواهد کرد.

     در به جریان انداختن تحولات مختلف در ابعاد گوناگون سیاسی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معمولاً این افراد هستند که به عنوان "موتور محرکه" به حساب می آیند. به حرکت در آوردن انقلاب و جریانات، گاهی به قصد و نیت‌های خاصی صورت می گیرد و قصد و صدق نیت افراد را در طول زمان و در کوران عمر انقلابات و جریان‌ها می شود فهمید؛ لذا تمام کسانی که در ایجاد یک انقلاب شرکت می کنند به مرور که عمر انقلاب سپری می شود ریزش صورت می گیرد، بعضی زودتر و برخی دیرتر عمر انقلابی بودنشان طی می شود و به قول معروف یا "از قطار انقلاب پیاده شده" و یا به "پیری زودرس در صحنه انقلاب" دچار می شوند!

     اگر به اختصار و بدون اطالۀ کلام بخواهیم توضیح دهیم؛ قصد و نیت افراد و نیز پیچیدگی و یا عدم پیچیدگی شخصیت آنها در همراهی یا عدم همراهی انقلابات می تواند ضامن بقا یا عدم بقای با انقلاب به حساب آید. کسانی که به قصد کسب قدرت با طاغوت و طاغوتیان مبارزه می کنند تا خود جای آنها قرار گیرند لذا تا زمانی که در رأس قدرت تقنینی، اجرایی و یا قضائی‌اند، سوار بر قطار انقلابند و با همان روحیه و متناسب با مؤلفه‌های قدرت‌بخشی خود، مواضعشان را اتخاذ می کنند؛ اما همینکه از جایگاه قدرت‌های سه‌گانۀ متعارف در دنیای سیاست تنزل پیدا کردند، از قطار انقلاب پیاده شده، انقلاب و انقلابیون و جامعۀ هدف انقلاب را به چالش می کشند. دلیل این واکنش کاملاً واضح است! زیرا چنین افرادی از همان ابتدا به نیت کسب قدرت و در رأس همه امور قرار گرفتن، وارد عرصه انقلاب و مبارزه شده‌اند و اگر بناست که برکنار از قدرت تأثیرگذاری باشند و مورد توجه خاص قرار نگیرند، همه چیز زیر سؤال است، زیرا که آنها خود را شاخص صحت حرکت و مسیر انقلاب می دانند!

     هر سال در دهۀ مبارکۀ فجر، موافقان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران برنامه‌هایی را پیرامون این موضوع در دستور کار خود قرار می دهند. انقلابیون و موافقان ضمن بازخوانی آرمان‌های انقلاب، دست‌آوردهای آن را بیان کرده با بر شمردن موفقیت‌ها و پیشرفت‌ها، به تبیین آرمان‌های آن می پردازند و روح امید را در جامعه می دمند. قطعاً، قهراً و بالطبع، این شیوۀ نقد و تبیین آرمان‌ها و دست‌آوردها سبب یأس و ناامیدی دشمنان مولود مبارک اسلام یعنی «انقلاب اسلامی ایران» می شود؛ زیرا هر چه جهانیان با آرمان‌ها و دست‌آوردهای انقلاب اسلامی بیشتر آشنا شوند، شوق و امید در روح و جان آنان شعله‌ورتر شده و این شعله‌های بیداری مقدس، دامن «دیکتاتورها» و «استکبار» را خواهد گرفت. البته مخالفان هم بیکار ننشسته، مستقیم و غیرمستقیم در جهت سرکوب و به انحراف کشاندن شعله‌های بیداری، مذبوحانه تلاش می کنند. بهترین شیوه برای مخالفان آن است که آرمان‌ها، دست‌آوردها، پیشرفت‌ها و توفیقات «انقلاب» در میان جامعه «بازتکرار» نشود تا بارقۀ امید کمرنگ و از روحیه انقلابی کاسته شده و اصول انقلاب و آرمان‌های آن به فراموشی سپرده شوند و نسل‌های پس از آن نسبت به آرمان‌ها و اصول، بیگانه شده و زمینۀ "نفوذ" و "استیلای مجدد بیگانگان" فراهم گردد.

 

     نشریه "گلشن مهر" در  یادداشتی به قلم عظیم قرنجیک (فعال فرهنگی) در آخرین شماره خود به آسیب‌شناسی نگاه قومیتی به انتخابات و اهمیت تلاش برای گسترش نگاه فراقومیتی در ارتباط با مباحث ملی و منطقه‌ای پرداخته است. در این یادداشت می خوانیم:

 انتخابات یکی از مولّفه های بنیادین فرآیند مردم سالاری است که با توجه به شاخصه های کشورها و جوامع می تواند نتایج اثربخشی را در مسیر توسعه متوازن منطقه ای و ملی داشته باشد.
فلسفه وجودی انتخابات، دستیابی به اهداف مورد انتظاری است که معمولاً برپایه خواست ها و مطالبات مردم هر منطقه و یا کشوری شکل می گیرد.
در جوامعی که پروسه دموکراسی تکامل یافته تر باشد، نزدیکی و سنخیت بیشتری بین شعارهای انتخاباتی و تحقق خواسته ها و مطالبات منبعث از آن مشاهده می گردد.
     جوامع پیشرفته و توسعه یافته بیشماری را می توان مثال آورد که علیرغم چند فرهنگی و چند قومیتی بودن، شکاف شعارهای انتخاباتی و خروجی های مترتب بر آن را کم و کمتر کرده اند.
سرّ و رمز و راز این مسئله را در کجا می توان یافت؟ غیر از این که شهروندان اینگونه جوامع که علیرغم تنوع فرهنگی و قومیتی به توسعه پایدار دست یافته اند، اولویت اساسی خودشان را مسائل ملی و منطقه ای یا استان و ایالت شان قرار داده اند و از وابستگی های قومی و مذهبی شان کاسته و بدین سان در مسیر حفظ منافع کشور و یا منطقه شان و یا در ارتباط با مقوله انتخابات، نگاه قومیتی را به حاشیه رانده اند.
بررسی کشورهای توسعه نیافته مبین این است که متاسفانه نگاه قومیتی و مذهبی در انتخابات و یا مقولات حیاتی دیگر راهی به توسعه پایدار و متوازن این گونه جوامع نگشوده است.
تا زمانی که در انتخابات نگاه و عملکرد انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، سنخیتی با فلسفه وجودی انتخابات که همانا نگاهی توسعه محور در معنای همه جانبه سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ، و آن هم فرامنطقه ای و در سطح ملی نباشد نباید انتظار ثمر بخشی از خروجی های پروسه انتخابات داشته باشیم.